العلامة المجلسي

300

حياة القلوب ( فارسي )

شما كافرند وبعضي مؤمن » ، فرمود كه : دانست خدا ايمان ايشان را به ولايت ما وكفر ايشان را به ولايت ما در روزى كه پيمان از ايشان گرفت در صلب آدم وايشان ذرّه‌اى چند بودند « 1 » . وأيضا روايت كرده است از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام كه : خدا خطاب كرده است جناب أمير عليه السّلام را در قرآن در آنجا كه فرموده است وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً . فَلا وَرَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيماً « 2 » يعنى : « اگر آنان كه ايشان چون ستم كردند بر نفسهاى خود مىآمدند بسوى تو پس طلب آمرزش مىكردند از خدا وطلب آمرزش مىكرد براي ايشان رسول ، هرآينه مىيافتند خدا را قبول كنندهء توبه ومهربان ، پس نه بحقّ پروردگار تو كه ايمان ندارند ايشان تا آنكه حكم سازند تو را در آنچه نزاع واختلاف افتد ميان ايشان پس نيابند در خاطر خود تنگى از آنچه حكم كنى تو وانقياد كنند حكم تو را انقيادكردنى » ، حضرت فرمود : اين خطاب با جناب أمير عليه السّلام است در باب صحيفهء ملعونه كه أبو بكر وعمر وجمعى از منافقان نوشتند وبا يكديگر عهد كردند كه هرگاه خدا محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم را از دنيا ببرد نگذارند كه خلافت به بني هاشم برسد « 3 » ، مراد از فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ اين است كه ستمى بر خود كردند ، يعنى ايشان كافر شدند به اين عمل وايمان ايشان درست نمىشود مگر آنكه بيايند به نزد جناب أمير عليه السّلام پس استغفار كنند وطلب مغفرت كند از براي ايشان رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ، واين قرينه است براي آنكه مخاطب به اين خطاب حضرت رسول نيست واگر نه بايست « واستغفرت لهم » بگويد ، هرآينه توبهء ايشان قبول خواهد شد ؛ پس بعد از آن بيان فرمود كيفيت توبهء ايشان را كه توبهء ايشان مقبول نيست وايمان ايشان درست نيست مگر آنكه به خدمت حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام بيايند واقرار به گناه خود بكنند وآن حضرت را حكم

--> ( 1 ) . كافى 1 / 413 ؛ بصائر الدرجات 81 ؛ تفسير قمى 2 / 371 . ( 2 ) . سورهء نساء : 64 و 65 . ( 3 ) . كافى 1 / 391 .